تبليغاتX
کهکشان
کهکشان

:: HOMEPAGE :: E-MAIL :: BLOGSKIN

چهارشنبه بیست و ششم اردیبهشت 1386-10:8 -فرهاد نجفی

بي تو در خلوت خود شب همه شب بيدارم اه اي خفته که من چشم براهت دارم خانه ام ابري و چشمان تو همچون خورشيد چه کنم دست خودم نيست اگر مي بارم کم براي من از اين پنجره ها حرف بزن من بدون تو از اين پنجره ها بيزارم جان من هديه ناچيز تقديم شما گر چه در شان شما نيست همين را دارم من که تا عشق تو باقيست زمين گير توام من که تا عشق تو باقيست زمين گير توام لااقل لطف کن از روي زمين بردارم

لینک ثابت |

یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386-10:11 -فرهاد نجفی

لینک ثابت |

یکشنبه بیست و سوم اردیبهشت 1386-10:2 -فرهاد نجفی

 
 
هر روز صبح يك دقيقه وقت براي خودتان كنار بگذاريد؛
بنشينيد و فكر كنيد.
 
يك دقيقه وقت بگذاريد
و كار كوچكي براي ارج نهادن به خود انجام دهيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و بر آن شويد كه امروز را از افسوس هاي گذشته و
دلواپسي هاي آينده پاك كنيد
يك دقيقه وقت بگذاريد
و فكر كنيد يك مورد نگران كننده تا چه اندازه ارزش
غصه خوردن و تنش عصبي دارد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و نگذاريد كه چيزهاي كوچك شادماني شما ر ا بر هم بزند.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و اثرات حرف هاي غير منصفانه را از بين ببريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
تا از افكار منفي خلاص شويد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و تجربه اي لذت بخش را به خاطر بياوريد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
تا به تمدد اعصاب بپردازيد.
يك دقيقه وقت بگذاريد
و تصميم بگيريد كه از هيچ كس انتظار تشكر نداشته باشيد
يك دقيقه وقت بگذاريد
و بر آن شويد كه اجازه ندهيد كسي در شما احساس حقارت
به وجود بياورد
و بلأخره آخرين دقيقه روز خود را به اين اختصاص دهيد
كه تصميم بگيريد به هيچ وجه در مورد آنچه ديگران ممكن است
درباره شما بگويند يا فكر كنند نگران نباشيد.
 

لینک ثابت |

دوشنبه بیستم فروردین 1386-16:54 -فرهاد نجفی

 حرفات انگار ديگه روي دل من نمي شينه

لینک ثابت |

چهارشنبه پانزدهم فروردین 1386-11:19 -فرهاد نجفی

 

ترانه ای برای تو 

گفته بودند : بشکن !

اما اعتنایی نکرده بودم ....

لرزش صدایت ، گلایه هایت ، حرفهای نگفته ات ...

تکانم داد !

گفتم : دیگر رفیق نیست !

اما اینبار حرفه دلم بـا حرفه زبانم یکی نبود !

به خاطره تــــو !

به حرمت تمام روزها و شب های یادگاریمان ، به حرمت واژه رفیق ، به حرمت حرفهایت .....!

گفتی : بشکن !

بـاشد رفـیـق !

این بار غــرورم را بـا تمام غــرور خودم ،  خــرد می کنم ..

و می گویم مــن مغــرورتــریـن ،  ســربــزیــرتــریــن پسر شهـرم !!!

 

 برای تو  می گویم

اين ترانه رو برات ميخونم 

اين ترانه رو بگير بازش كن  

مثل معشوقه هاي قديم

دستهاي منو نوازش كن 

اين ترانه شروع يه حسه

مثل يه جعبه ي شگفت انگيز

تو از اون تو يه عشق پيدا كن  

يا يه حسه دروغيه نا چيز

اين ترانه سه بعد داره سه حرف

تو كدومو ميخواي بگو كي بود      

كي ميخوست كه عاشقت باشه؟ 

اون فقط يه جسم خاكي بود 

اين ترانه سه ضلع داره سه حرف 

ما ميتونيم دو ضلع اون باشيم 

مامی تونیم در کنار هم باشیم

ما  می تونیم   عاشق هم با شيم

اي كه دستات سهمه دستامه

نميخوام مال كسي باشه 

لینک ثابت |

دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385-18:39 -فرهاد نجفی

لینک ثابت |

دوشنبه بیست و یکم اسفند 1385-10:15 -فرهاد نجفی

هميشه وقتی تنها و نا اميد و ملول

تنت و روانت از دست اين و آن خسته است .........

هميشه وقتی رخسار اين جهان تاريک است ..........

هميشه وقتی درهای آسمان بسته است .........



هميشه



گوشه گرمی به نام دل با تو هست که صادقانه تراست



از هر که با تو پيوسته



به دل پناه ببر که آخرين پناه توست



به دل پناه ببر که تو را چنان که تمنای توست دوست می دارد



تا خدا هست كه هميشه هست



دل بدست غم و نااميدي مسپار.



تا خدا هست و نمرده است كه هرگز نمی ميرد


در هيچ شرايطي خود را بيچاره مشمار.



اي آنكه گشاينده هر بند تويي


اين عزت من بس كه خداوند تويی

لینک ثابت |

دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-13:33 -فرهاد نجفی

ویلیام شکسپیر :کسی راکه دوستش

داری ازش بگذر.اگه قسمت توباشه

برمیگرده اگرهم برنگشت حتما"ازاول مال

تونبوده.پس بهترکه رفت .سعی کن به

کسی که تشنه عشق است دل نبندی.

سعی کن به کسی که لایق عشق است

دل ببندی.چون تشنه ی عشق روزی سیراب

میشود...

لینک ثابت |

دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-12:4 -فرهاد نجفی








اگر .......



اگر روزي دلت خواست گريه کني، به من بگو.قول نمي­دهم بتوانم بخندانمت، اما



مي­توانم با تو گريه کنم



اگر روزي خواستي از اينجا بروي، نترس، به من بگو، قول نمي­دهم تو را از رفتن



باز دارم،ولي،من هم با توخواهم آمد



اگر روزي نخواستي صداي کسي را بشنوي، به من بگو، قول مي دهم خاموش باشم



اما، اگر روزي صدايم کردي و پاسخي نشنيدي، زود بيا و مرا ببين. شايد منم که



اينبار به تسلاي تو نياز دارم





لینک ثابت |

دوشنبه چهاردهم اسفند 1385-12:3 -فرهاد نجفی



اگر......





اگر يكي رو ديدي كه وقتي داري رد ميشي بر ميگرده و



نگاه ميكنه بدون براش مهمي..



اگر يكي رو ديدي كه وقتي داري مي افتي بر ميگرده و با



عجله مياد به سمتت بدون براش عزيزي



اگر يكي رو ديدي كه وقتي داري مي خندي بر ميگرده و



نگاه مي كنه بدون براش قشنگي



اگر يكي رو ديدي كه وقتي داري گريه مي كني مياد باهات



اشك مي ريزه بدون دوستت داره



اگر يكي رو ديدي كه وقتي داري با يكي حرف مي زني



تركت مي كنه بدون عاشقته!!!!

لینک ثابت |


تمام حقوق این قالب متعلق به Blogskin میباشد.